عبد الرزاق اللاهيجي
254
گوهر مراد ( فارسى )
به سبب تعارض ارادات « 1 » متخالفهء مكلّفين « 2 » است كه از تركّب قوا و دواعى مختلفه « 3 » ناشى شود . و در تكوينات ، ارادات وسايط البتّه مطابق اراده الهى باشد و اصلا مخالفت نيفتد و معصيت واقع نشود ؛ چه وسايط اگر مجرّدند ، چون عقول و نفوس فلكيّه ، اراده ايشان لا محاله عقلى صرف بىمعارض و مزاحم باشد و مخالفت ، متصوّر نشود و اگر وسايط مادى باشند ، مانند طبايع ، لا محاله از مخالفت به دور تر باشند ، چه مخالفت ، فرع شعور و ارادت است كه در طبايع مفقود است . بلى چون تأثيرات طبايع به حسب استعدادات موادّ قابله است و استعدادات ، مستند به امور خارجهء اتفاقيّه از اوضاع و حركات مختلفهء متعارضه ، و اين امور اتفاقيّه مستندند بالعرض به اسباب طبيعيّهء مستنده به ارادهء الهى ، چنان كه ما در « كلمهء طيّبه » بيان كردهايم ، پس گاه باشد كه خلاف صورت مطلوبه بالطّبع در مادّه روى دهد ، بنابر سوء استعدادى كه در مادّه اتفاق افتد ؛ مانند ، اصبع زائده و تشويهات خلقيّه و آنها نيز بالعرض مستند باشند به ارادهء الهى ؛ پس آنها مخالف اراده باشند به وجهى ، اعنى بالذات و موافق اراده باشند به وجهى ، اعنى بالعرض . و از اينجا سرّ قضا و قدر متعلّقه به شرور واقعهء بالعرض ظاهر تواند شد ، چنان كه بيايد إن شاء اللّه العزيز . و چون دانسته شد كه اراده واجب تعالى بر دو گونه است : اراده اجماليّه نظر به كلّ كه تفصيلى است نظر به معلول اوّل ؛ و ارادهء تفصيليّهء نظر به كلّ كه سبب قريب ارادات وسايط است و امر تكوينى عبارت از او . پس آنچه عين ذات واجب تعالى است اراده اجماليّه است كه صفت ذات است و نيز همين اراده است كه عين علم است چه اراده تفصيليّه كه او ، امر تكوينيه الهيّه است ، از مبادى قريبه افعال است و حادث در وقت حدوث افعال ، پس صفت فعل
--> ( 1 ) الف : اراده . ( 2 ) الف : متكلّفين . ( 3 ) الف : متخالفه .